با توجه به این مورد که کار عمده و اصلی ردیاب خودرو جلوگیری از سرقت خودرو و اطلاع یافتن از موقعیت جغرافیایی خاصی است که اتومبیل شما در آن قرار گرفته است، اما ردیابهایی که امروزه در بازار قرار دارند نسبت به گذشته تغییرات اساسی کردهاند و آپشنها و امکانات بیشتری برای آنها در نظر گرفته شده است که در ادامه به این موارد اشاره خواهیم کرد.
دارای فرستنده و گیرنده هستند.
لحظه به لحظه میتوان اتومبیل را ردیابی کرد.
سیستم تهویه هوای اتومبیل را میتوان از بیرون تنظیم کرد.
روشن و یا خاموش کردن اتومبیل به کمک آن امکان پذیر است.
این ردیابها قابلیتی دارند که میتوان به کمک آنها هر گفتمان و سروصدایی که داخل خودرو اتفاق میافتد را شنید.
ردیاب خودرو اطلاعاتی از اطراف خودرو مانند مراکز خرید و درمانی و.. را در اختیار شما خواهد گذاشت.
میتوان دربها را به هنگام سرقت قفل نمود.
در صورت تکان خوردن خودرو، در همان لحظه روی تلفن همراه شما آلارم هشدار فرستاده میشود.
با استفاده از سنسور میتوان میزان سوخت، تغییر دما و وزن را بررسی نمود.
در صورت سرقت خودرو نقاط توقف و آدرس محل توقف به صورت پیامکی به صاحب خودرو اطلاع داده میشود.
آیا یو پی اس یرای دستگاه ردیاب خودرو مناسب است ؟
باید گفت که باتری ماشین جایگزین یو پی اس است زیرا یو پی اس در صورت قطع شدن برق شهری کار می کند و بای لوازم خانگی و اداری مناسب تر است تا برای داخل خودرو . اما می توانید برای استفاده های دیگر مخصوصا در زمان قطع شدن برق یو پی اس بخرید. برای مشاهده قیمت UPS به دوربین مارکن مراجعه کنید .
برای خرید دوربین مدار بسته ، ردیاب خودرو و یو پی اس به سایت دوربین مارکت مراجعه فرمایید . همچنین می توانید با مشاورین دوربین مارکت تماس حاصل فرمایید .
وولک یکی از پرطرفدار ترین سایت ها برای کودکان ات که در آن قصه کودکانه جدید گفت می شود البته همراه با متن . علاوه بر این از کودکان شما می خواهد تا نتیجه خود ازقصه را برایشان ارسال کند و به همین روش کودکانتان از لحاظ رفتاری و تربیتی با گوش دادن به قصه های جدید سرگرم می شوند و چیز های جدید یاد می گیرند . قصه صوتی شنل قرمزی از جمله قصه هایی است که نتیجه گیری اخلاقی برای کودکان دارد . چند نفر از کادکانی که در مهد کودک ساری بودند برای ما خلاصه ای از اینن داستان را ارسال کردند که برای خواندن ادامه آن باید به سایت وولک مراجعه فرمایید .
یک دختری در جنگل همراه مادرش زندگی می کرد و به خاطر شنل قشنگی قرمزی که داشت به دختر کوچولو می گفتند شنل قرمزی . یک روز مادر بزرگ اش مریض شد و مادر شنل قرمزی کار زیادی داشت ونتوانستبه مادر بزرگ سری بزند مادرشنل قرمزی فکری کرد و گفت من خوراکی ها را آماده می کنم وتو اینهارا برای مادربزرگت ببر و شنل قرمزی گفت باشه سبد و شنل اش را برداشت خدا حافظی کرد و رفت.یکدفه شنل قرمزی نگاهش به گل های قشنگ افتاد وگل ها را چید وخواست بره که آقا گرگه سر راهش رو گرفت آقا گرگ گفت:با این عجله کجا می ری؟ توی دستت چیست؟ شنل قرمزی باترس گفت:خوارکی.می خواهم ببرمشان به خانه مادر بزر گ ام.آقا گر گ یک نقشه سرش افتاد وگفت باشه.ترس نمی خواهم تو را بخورم. برو . گرگه باخودش فکرکرد گفت خب من خانه ی مادر بزر گ شنل قرمزی می دانم کجا است الان زود میروم به خانه ی مادر بزرگ حرکت کرد سمت خانه رسید و در زد مادر بزرگ گفت:شنل قرمزی بیا در باز است بیا بفرما نوه ی قشنگم بیا تو و آقا گرگ پرید و مار بزرگ را خورد و سریع رفت لباس های مادر بزرگ راپوشید و بعد از چند دقیقه شنل قرمزی امد و ... برای خواندن ادامه داستان به وولک مراجعه فرمایید .